جستجو

تبلیغات


    تبلیغات شما در اینجا

حکایت طنز ( جوانک و شیخ)

    روزی جوانکی از شیخی پرسید : 

    -چرا انسان ها اینقدر برای پول همدیگر را می آزارند و به هم بدی می کنند؟؟؟ 

    شیخ قوطی کبریتی از جیب در آورد ، سه نخ کبریت را گرفت  و دو نخ آن را دوباره در قوطی نهاد . 

     

    آن یک نخ را نصف کرد  

     . 

    وبا آن نصفه که نوک تیزی داشت ، . 

    لای دندان خود را تمیز کرد.و گفت:: 

    -نمی دانم !!!!!!!!!!!!!:)))))))))))))))))))))))))))))


    این مطلب تا کنون 16 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ چهار شنبه 28 مرداد 1394
    منبع
    برچسب ها : ,
    حکایت طنز ( جوانک و شیخ)

تبلیغات


    Ads

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز پنجشنبه 7 ارديبهشت 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر